شعرآستان رقص عربی اورشلیم با خلیج
مهران عبدی
خلیج می شود مونا لیز می خورد
گوش به لب لای لا الا می لرزد گردنه می دهد دستی جیره در عبورهای یک
به لا می دهد در رقص بندری ماهی لذیذ قدم های در قدم
سبیل های کیست طرفه عرفه ی گردن
دسـت های هابرماس های
جیره در عبورهای در هنوز می نوشم
یک قدم
سبیل های کیش رقص بندری
طرفه عرفه ی گردن ماهی لذیذ
دست های جیره در هابرماس های چشم های هر
عبورهای یک طرفه عرفه ی گردن ماهی لذیذ قدم های
سبیل های کیست کسی کنار کارون کل می زند رقص بندری
که لا
که پس می نشید؟ کش می کشد کشیده ی کشش در کشاکش کشک و کشف کاش کی کاش کی چه تور
تومان یک میلیون معادل عادل معدول عدول ازعدل استرلینگ نی نی چشم های هر چه واش انگ تون هیزم هیز هیمنه ربی و اتوب ُ عربی بی اجی مجی و لا ادری اردک
مورب موهای زائد زندگی لعل توی تنیده طلبی ده
به در دار می کشد شرط بود شط های تام
دو سی سانتی نیوم نیوتن تناتنگ هرمز
وقت وق زدن زیر از رگ میانی
عقیم های عفیف لطیف
هل هله ی هلاهل
هلال گوش
ماهی
اورشلیم خلوت خلیج انت حیاتی یک دوشیزه برلا مکان منازعه پرده دار می زند
پخش مستقیم بی منت قاضی
بوسه و دلفین و جفت و توی پریشانی گلوگیر
جنگ و نطق بی فنگ و بی فشنگ
رنگ و بنگ و چنگ
زیر دوش دوئل
دو
شعرآستان : پیشنهاد مهران عبدی به ادبیات هشتاد برای گذار به دیدگاهی ارگانیک
در شعرآستان هر جا که تخیل حکمفرما می شود بر شکل تاثیر گذار می شود . محتوا و مضمون شعرآستان با توجه به ذهنیت عبدی نقش می یابد و فرم و قالب نیز از محتوا تبعیت می کند. شعرآستان به لحاظ تکیه فرم و محتوا نیز نقطه مقابل جریان هفتاد تلقی می شود. در شعر هفتاد فرم است که اهمیت می یابد و آرایش فرم ها براساس اصول و ضوابط ، اساس می شود و آن چه نقطه تمایز آشکار این دو نوع است این است که در هفتاد، الگو در فرم حایز اهمیت است و اما درشعرآستان ، بی الگویی اساس و بن مایه فرم اثر است.
بی الگویی در فرم شعرآستان آن را به سمت فرم هایی می برد که بتوانند محتوا و مضامین مورد نظر را بازگو کنند. این رهایی فرم شعرآستان از ضوابط خاص و تبعیت آن از محتوا در "شعرآستان رقص عربی اورشلیم در خلیج" نمایان است. شعرآستان در پی فروپاشی و سقوط نظام و هنجارهای هفتاد پدیدار می شود و پیام آور انعطاف پذیری بیشتر در فرم و صورت است.
عبدی با مطرح کردن نوآوری که به ذهنیت مربوط است شعرآستان را از تبعیت از یک الگو می رهاند؛ چنان که زیبایی تنها لذت تخیلات نیست. شعرآستان های عبدی نه تنها حاصل رویت آن چیزی است که زیباست بلکه حاصل آن چیزی هم هست که با شکوه است و یا نا آشنا می نماید. لذت شعرآستان ناشی از عمل ذهنی است که مقایسه بین اصل اشیاء یا واقعیت اشیاء و تصور تحریک شده از طریق رویت اشیاء می باشد . این تصور به صورت یک بیان توصیفی و یا صداهایی که حاوی روحیه آن اشیاء است، بیان می شود. به عبارت دیگر شعرآستان از طریق وارستگی تصورات بدست می آید. شعرآستان های مهران عبدی، منبعث از قدرتی است که می تواند جوشش تصورات و تخیلات را در ذهن و اندیشه باعث گردد.
با شعرآستان،ادبیات به جای این که صرفا آلت دست باشد به خود بنیاد و مستقل تبدیل می شود.
شعرآستان کردی در شلوار پلیسه
مهران عبدی
این که شرع بی نماید بر آب های خلیج و ناو های ناو
بر ناو و کش و ناو چش و با تفنگ دارایی که توف انگ بر دوش اند و
دوش اند و کوش اند؟ و جوش اند و پیش فنگ و پیش جنگ و جیش رنگ و آسایشششششششــــ ــنگاه در ستیز به سایه جان دستی که به دائم تق پوتین بالا و پایین لا لا را لا می لرزاند و صدای صد توپ صد میلی متری بیست لیتری صد و میلیمتری چهل و چند میلی متری مه میلی میلی ملول می شود و کرور کرور عبور می کند از خان اش از دقتش از هدفش از توپ چ ی اش چی اش؟ از که کاپیتان که دائم دستور دائم می دهد آتش که ما خا نوموش اجرا می کنیم و موج را می شکافیم که شکافت نشویم که کشف نشویم که کاشف نیستیم نه کفش را و نه پاکش اردکی غواصی را که همه را امپریالیسم جاهــنخوار تحویل در کولم بیا از قول دری در خاور
میانه ملکه را کوئین شود سازمان ملل سا سال سا!
لولی وش در لوله می لولد و پیچ در پیچ می پیچد و تف می شود از لوله در عمیق زنانه
جاده خاک عقیم خون می شورد به شوره های کویر و میگ ها می گویند روس از عمان پلشتی بالا می آورم در عق کویر لوت
کانی مان گا به گا مبا گام با می رود کردی در شلوار پلیسه رگ های جنون
پیش مرگ قناسه ی گلویت شل می شود در واریاسون هژوانه نه نه نه نه
صدای برنو نوی چرخ می چرخم می رقصم بر زی بر زی بر زی
زیر من زید کدام زید کدام زیر را زیر می ریزم از نو بر نو
چشم چشم ابرو بالا می ده ده بالا ی تو بلند می اندازه بگو
گرد گردان گردن تو گردن می زند مژه ی گردون گرگ
یوسف گردان کدام یعقوب بوق بی بیپ هورا هورا
زلیخای سینه هایم چاک عمدی از عمود داری
عموی شوی اوفلیایی که سام سودابه
نیست در سم سمای ملیجک
جیک جیش جیک
ویک دیک بیک
یک
شعرآستان : ژانر ابداعی مهران عبدی در ادبیات هشتاد ایران
کسانی که در صدد تعریف و تقلید از شعراستان های مهران عبدی برمی آیند به کاری مخاطره آمیز دست زده اند که بسیاری را ناکام گذارده است. اما آن چه واضح می نماید این است که هر تقلیدی که از شعراستان گردیده است، تنها یکی از ویژگی های آن را بازسازی کرده است و در واقع شعراستان های خود عبدی تنها نمونه هایی اند که همه ی ویژگی ها را به بهترین شکل اجرا کرده اند.
شعراستان ژانری است که در اوایل دهه ی هشتاد مهران عبدی بانی آن شد و عموما به عنوان آنتی تز بحران شعری هفتاد مطرح می شود. شعراستان هر چند در نخستین گام قاطع خود یک تکانه ی ادبی را به وجود آورد اما در واقع بستر فکری تاثیر گذاری برای بروز گفتمان های ادبی توسط نوجویان را فراهم آورد. آن چه در این خوانش به آن خواهم پرداخت روشن ساختن مفاهیم کلی این ژانر است و لذا برآنم تا بنیان های معرفت شناختی شعراستان و تاثیر آنها را در جریان شعری هشتاد بررسی نمایم.
"من" محور کلیدی شناخت شناسی شعرآستان
معرفت شناسی شعراستان بنیان هنری و زیبایی شناختی متن را تشکیل می دهد. شعراستان ضرورت ادبی دوره هشتاد است که در اقصا نقاط ایران شاگردانی به گونه ای خود جوش ظاهر کرده است. محور معرفت شناسی شعراستان "من" است. شعراستان با مطرح کردن "من" و "جز من" در عرصه شناخت، من را در تقابل با جز من که محیط پیرامون است قرار می دهد . من در شعراستان اهمیت می یابد. فردگرایی دستاورد شعراستان است برای ادبیات هشتاد. در شعراستان"کردی در شلوار پلیسه" اثر مهران عبدی مرکز ثقل نوشته شخصیت گردش کننده است که در این اثر به طور کامل و به گونه ای خودجوش عواطف درونی خود را آشکار می کند. با این اثر فرد و فردیت در اوج حرکت آرام خود به سوی کمال از تفوق و اهمیتی برخوردار می شود که در واقع مشخصه شعراستان است.
"من" و ذهن عبدی سرچشمه خلق اثر عبدی است..از دید عبدی شعراستان کار ذهن آدمی است.عبدی حتی از مفهوم "من" در فلسفه نیز فراتر رفته است. شعراستان به خاطر تکیه بر مفاهیم ذهنی، خود را با سهولت بیشتری در موسیقی و ادبیات بیان می کند.هرجا که عبدی بر ذهن و مضامین ذهنی تکیه دارد تغییر اساسی را در محتوا ایجاد می کند.
اهمیت ذهن مهران عبدی و فرد گرایی در شعراستان به درمرکز قرار دادن ذهن در اثر هنری می انجامد.شعراستان به جای همه کسانی حرف می زند که خود قادر به سخن گفتن نیستند. مهران عبدی متعلق به شعراستان است، نه شعراستان متعلق به مهران عبدی.
شعراستان در بنیان معرفت شناختی خود بین عقل و احساس فاصله ایجاد کرده و بر نقش احساس تاکید می کند. ذهنیت عبدی ذهنیتی است که حتی گاهی در تقابل خردورزی قرار دارد. بنابراین می توان به تفکیک ذهن شاعرانه و ذهن خردگرا در بستر فکری شعراستان پی برد . ذهن شاعرانه ای را که عبدی معرفی می کند ، طرح نویی از عقل به مثابه تعمق می دهد که پیشرو شعر هشتاد است.
محوریت ذهن هنرمند و معرفت شناسی غیر خردگرا باعث گردیده تا صورت و محتوا در شعراستان به گونه ای بنیادین ذهنی و درون گرایانه شود. فرم اثری شعراستان از انسجام نظم خارج می شود. مثلا در شعراستان "کردی در شلوار پلیسه" مجموعه ای از تاملات بی قید و بند و آزاد از هر گونه نظم و ترتیب منطقی که از طریق تداعی آزاد تصویر ها و مفاهیم و اندیشه ها به یک دیگر پیوسته اند به شرح و بیان تاثرات و احساسات مولف میپردازد.
"عاطفه و احساس" بن مایه های معرفت شناسی شعرآستان
در شعراستان دیگر خرد، معیار و محک اصلی زندگی و شناخت جهان پیرامون نیست و حساسیت عاطفی و ادراکات حسی از قضاوت عقلانی ارزش بیشتری دارد. شعراستان فرصت و امکانی برای بروز و ظهور لجام گسیخته احساسات فراهم می آورد. به همین علت است که موضوع و محتوایی عاطفی و احساساتی را در شکل و صورتی تخیلی و خلاقانه به تصویر در می آورد.
فرم در شعراستان در خدمت محتواست به گونه ای که در شیوه بیان و طنین موسیقیایی آن برای برانگیختن بیشتر عواطف و احساسات مخاطب اهمیت می یابد. عبدی مصر است تا از چهارچوب سنت ها و میثاق های عام ادبیات هشتاد فراتر برود و ارزش تجربه ژرف شخصی را به عنوان بیانگر قدرت زیست و اعتبار روح اثبات کند.
تخیل و تصور ایجاد شده در ذهن عبدی است که تابلوی شعراستان را شکل می دهد، در ضمن این که موضوعات شعراستان های او هیجان و احساس مخاطب را بر می انگیزد. واکنشی را که شعراستان عبدی بر می انگیزد در درجه نخست لرزش ناشی از ترس و اضطرابی غیر واقعی است که بیننده را به قلمرو های فوق طبیعی و هراس انگیز می کشاند. عبدی برای اولین بار در ادبیات هشتاد فضاهایی خلق کرد که در آنتی تزهای مشاجره ای با مقیاس ادبی قرار دارند و نه تنها آرامش را به وجود نمی آورند بلکه مرحله روحی غیر متعادلی را ایجاد می کنند.
در شعراستان معیارهای جدیدی جانشین معیارهای گذشته می گردد. شعراستان دیگر الزاما با این علت که تناسبی هماهنگ دارد و در جزییاتش خطایی دیده نمی شود "خوب" به شمار نمی رود، بلکه چون می تواند عواطف لذتبخش را برانگیزد چنین تلقی می شود؛ یعنی شعراستان به عنوان محرک احساس به کار گرفته می شود.
"تخیل" محور کلیدی شعرآستان و تاثیر آن در زیبایی شناسی
اهمیت نقش منِ ذهن عبدی در معرفت شناسی شعراستان راه به اهمیت قوه تخیل برده و تخیل خلاق نیز به برداشتی جدید از واقعیت دامن می زد. مهران عبدی از طریق تخیل خلاق به تبدیل و تغییر واقعیت با توجه به ذهنیت خود پرداخته و همه این مسائل باعث گردیده تا در شعراستان از واقعیت از دست رفته صحبت به میان آورد.
ماهیت شعراستان را برجسته تر از همه در نقش عمده ای که به قوای منطق گریز و شهودی در خلاقیت داده شده است می توان دید. در زیبایی شناسی شعراستان عواملی مهم و تاثیرگذار وجود دارد که از نخستین و مهمترین این عوامل، مفهوم جدید تخیل است. در این تلقی تازه، تخیل به عنوان نیرویی خلاق و دگرگون کننده در کانون اصلی آفرینش ادبی جای دارد. در شعراستان، مهران عبدی با این تخیل، زمینه را برای رشد و گسترش مساعد می سازد و آنرا توسعه می دهد.
ذهن عبدی در شعراستان بیشترین تصوراتی را که دریافت می کند، تغییر می دهد، با هم ترکیب می کند و به مثابه تصویری متفاوت ارائه می دهد.بنابراین لذت تخیل در شعراستان به دو طریق حاصل می گردد. یکی از طریق رویت اشیایی که در مقابل چشم قرار دارند و دیگری از طریق اندیشیدن به اشیایی که عملا در حال حاضر در حضور ما نیستند. شعراستان وظیفه نوعی واسطه را به عهده دارد، زیرا با زبانی نمادین و غیر صریح و با رمز و اشارات، دریافت های شهودی را از قلمرو فراتر از معمول منعکس می کند. قلمرویی که مهران عبدی از طریق تخیل خود به آن راه یافته است.